سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

196

تاريخ ايران ( فارسى )

خوشبختانه يك سلسله يادداشت‌هاى ذيقيمت و جالبى از او با مساعى « انجمن هكلت « 1 » » از دستبرد زمانه محفوظ مانده است . شاهرخ با وجود عشق و علاقه‌اش بفنون و هنرهاى ايام صلح از جنگ و پيكار هم گريزان نبود ، بلكه يكمرد مبارز و جنگجوئى بشمار ميآمد . او قرايوسف قراقويونلو را شكست داده و پس از مرگ آن امير پسرش اسكندر را از مرتبه و مقامى كه داشت تنزل داده و حكمران خراجگزار آذربايجان قرار داد و همچنين ما ميخوانيم كه او در 824 هجرى ( 1431 ) از وسط ولايت كرمان پيش رفته با سلطان اويس پسر امير ادوگى « 2 » از طايفهء برلاس تلاقى نمود كه از دادن خراج امتناع كرده بود . بدوا قصد داشت كه او را زنده پوست بكند ولى بعد از تقصيرش گذشته و مورد عفو قرار داد . اگر يك پادشاه بزرگ به معناى واقعى را در نظر بگيريم شاهرخ را بايد در درجهء اول و بزرگترين پادشاه ايران دانست . ما اينرا از تاريخ ايران و نيز از مسكوكات ميدانيم كه دامنهء سلطنت او نه تنها تا گرگان و اصفهان وسعت داشته بلكه تا شوشتر در طرف غرب فرمانش نافذ بوده و نيز در مشرق مرزهاى مملكت او امتداد داشته است . الغ بيگ پادشاه ستاره‌شناس الغ بيگ پيش از اينكه بجاى پدر قرار گيرد مدت سى و هشت سال در سمرقند حكمرانى داشته است كه آن يك دورهء مشعشع و فرخنده‌اى براى اين كشور كه مكرر دستخوش غارت و خرابى گرديده محسوب مىشود . تشويق از صاحبان هنر و ترويج از علم و دانش كه خود دوستدار واقعى آن بود نامش را بعنوان مؤلف جداول معروف نجومى منتها درجه صحيح و مكمل كه آن از شرق بغرب رسيده براى هميشه باقى نگهداشته است . اين كتاب بوسيلهء ژان گريوس « 3 » از اهالى صقليه و پروفسور هيئت و نجوم در اكسفورد در لاتين انتشار يافته و بعد هم تجديد چاپ شده است . الغ بيگ بعلاوه كسى است كه ايران تقويمى را كه در آنجا تا بامروز رايج و مورد استفاده است مديون او مىباشد . در اين تقويم مبدء تاريخ سيچقان ئيل نام دارد و دوائر

--> ( 1 ) - Hakluyt ( 2 ) - Adugui ( 3 ) - John Greaves